سلسله سلمانی ابوترابی جلالی خاکسار

 بابا داود فرزند حسن گنایی فرزند محمد گنایی به سال ۸۸۲ ه-ق در محله ناوه یوره از مناطق خوش آب وهوای کشمیر پا به عرصه خاک نهاد. در نوجوانی علوم دینی را به پایان رساند و تا سن بیست و چهار سالگی تمام علوم زمان خود را آموخت و در همان جوانی به تدریس علوم در مراکز علمی مشغول شد.

 

بابا داود خاکی علاوه بر اینکه سید حاجی عبدالوهاب و سید جمال الدین  از مرشدان سلسله جلالی را در کشمیر ملاقات کرد با اکثر سادات جلالی در گجرات دهلی کابل و به خصوص اوچ ملتان که تا آن زمان در قید حیات بودند روبرو شد و دست ارادت به حمزه کشمیری از مرشدان سلسله جلالی داد و چند سال در خانقاه اوچ ملتان به ریاضت نشست.

به دستور بابا داود خاکی در اکثر بلاد شبه قاره هند خانقاه برپا شد و طالبان سیر و سلوک در سرزمین ایران بی بهره از فیوضات بابا داود خاکی نبودند. عمر طولانی و سفرهای زیاد بابا داود خاکی باعث شد تا انشعابات سلسله جلالی خاکسار افزون شود. ایشان با قلمی روان چندین کتاب و رساله به یادگار گزارده است مانند دردالمریدین و شرح آن، دستور سالکین، قصیده رسائل ضروریه و شرح آن، مجموعه الفواید، قصیده غسلیه، قصیده جلالیه و قصیده لامیه و شرح آن.

بابا داود خاکی بعد از ۱۱۲ سال عمر پر بار عاقبت به سال ۹۹۴ ه-ق در دوم ماه صفر به خاک آرمید. مقبره ایشان در کشمیر در کنار مرشد وی حمزه کشمیری قرار دارد.

واژه خاکسار بعد از  بابا داود خاکی به سلسله سلمانی ابوترابی جلالی اضافه شدو لغت خاکسار به حساب ابجد کبیر همان عدد ۸۸۲ یعنی سالی که بابا داود خاکی پا به عرصه ی خاک نهاد.

پر معنی ترین واژه برای توصیف مردان خدا خاکسار است پرچم خاکسار در دست مرشدان کامل نشانه وحدت توحید وهمبستگی بین تمامی کسانی است که در راه حق خدمت بدون مزد را شعار خود کرده اندو آخرین مقام را در عالم خاکی خاکسار شدن می دانند.